العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
255
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
معاشرت و معامله با آنها نهى شده و سفله را در بعضى از روايات تفسير كردهاند به كسانى كه بسخنان خود توجهى ندارند نميدانند چه ميگويند و نيز به آنچه در مورد آنها گفته مىشود اعتنا نميكنند و در اين روايت سفله در مقابل شيعه با آن خصوصيات قرار گرفته و از معاشرت با آنها تحذير و به عكس بمصاحبت با شيعيان ترغيب شده ، و جهاد در اين روايت بمعنى سعى و كوشش در عبادت يا مبارزه با نفس امّاره است ( و عمل لخالقه ) يعنى تنها براى او كار كند و تعبير از خداوند و به خالق تعليل حكم است يعنى چون خدا او را آفريده از اين جهت تنها براى او كار كند چون آن كس كه خالق است و به او وجود داده و تمام اعضاء و جوارح و نيازمنديهاى او را فراهم ساخته شايسته عبادت است و صحيح نباشد ديگرى را در عبادت با او شريك نمود . 43 - ابن ابى يعفور از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود همانا شيعيان على عليه السّلام داراى شكمهاى تهى و لبهاى پژمرده ، و اهل مهربانى و دانش و حلم بودند ، و به انزواء و رها ساختن زياديهاى دنيا شناخته ميشوند ، پس روشى را كه داريد با پارسائى و كوشش كمك كنيد « 1 » . بيان : خماض البطن ( تهى بودن شكم ) كنايه است از كم خوردن يا زياد روزه گرفتن ، با عفّت و پاك بودن از خوردن اموال مردم ، و پژمرده بودن لبها يا كنايه است از روزه يا زياد قرآن خواندن و دعا و ذكر زياد ، و خمص بضمّ خاء جمع اخمص و بفتح خاء مصدر است و حمل مصدر بر آنها براى مبالغه در رساندن مقصود است ، و چه بسا بضمّ خاء و ميم خوانده شود كه جمع خميص است مثل رغف و رغيف و ذبل نيز بفتح خوانده شده كه مصدر باشد و بنا بر اين حمل مصدر نيز براى مبالغه است و ميتوان او را بضمّ ذال و همچنين بضمّ ذال و باء و نيز
--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 233 و از راوى ديگرى در صفات الشيعه ص 167 و نيز در تمحيص باضافه كلمهء صبر در آخر روايت .